ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري ( مترجم : محمد رضا عطائى )
51
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى )
در حال شك باشد ( 153 ) . [ گمان و شك و احتمال همسانند ، جز اينكه در ظن و گمان يك طرف رجحان دارد بر ديگرى و ظن عبارت از آن چيزى است كه در نزد صاحب ظن رجحان دارد ، ولى او احتمال خلاف مورد ظن را نيز مىدهد . بنا بر اين « ظن » به لحاظ همين احتمال خلاف مورد آن از علم مىشود ، و به لحاظ رجحان - از شكّ و تقليد و ديگر چيزها ، جدا مىگردد . در آيهء مباركهء : وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ . . . ( 154 ) خداى متعال ، شك را بيمارى شمرده است ، زيرا كه او تباهى نيازمند به چارهجويى است مانند برهم خوردن و تباهى در بدن كه نياز به معالجه دارد ، و بيمارى قلبى مشكلتر و علاجش دشوارتر و دارويش با ارزشتر و پزشكانش كمترند . رجس و نجس يك چيز هستند ، كفر را از باب نكوهش رجس ناميده است و دورى از آن واجب است همان طورى كه اجتناب از نجس لازم است . مفهوم زيادت را در مورد شدت بيمارى از آن جهت به كار برده است كه بيمارى افراد از اين نوع روز افزون مىباشد و نظير آن است عبارت : يك درد براى از بين بردن تندرستى كافى است . همانطور كه شاعر گفته است : بينائيم پس از بهبودى ، به من دروغ نماياند ، و خيانت كرد يك درد ، كافى است كه بهبودى و سلامتى را بر هم زند ( 155 ) در بارهء آيهء مباركهء : وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ ( 156 ) : و اين يك استعارهاى ( 157 ) است و مقصود آيه اين است كه اگر حق بر طبق خواست آنان و پيرو خواهشهاى ايشان باشد ، آسمانها و زمين و مردم آنها تباه گشته و مردم به هر نوع گمراهى كشيده مىشوند و دچار هر گونه مظلمهاى مىگردند ، زيرا حق به مصلحتها و خوبيها مىخواند و هواى نفس به مفسدهها و بديها دعوت مىكند . پس اگر حق تحت رهبرى هوا قرار گيرد هر آينه فساد فراگير و اشتباهكارى همگانى شده ، و پرچمهاى هدايت پايين آمده ، و منارههاى گمراهى برافراشته مىشود . و در مورد آيهء مباركه : أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً